دورهای در معجزات | ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
چه شگرف است که ارادهات را انجام دهی!زیرا این آزادی است.هیچ چیز دیگری نیست که هرگز بتوان آن را به نام آزادی خواند.تا ارادهات را انجام ندهی، آزاد نیستی.و آیا خداوند فرزندش را بدون آنچه او برای خودش برگزیده ترک میکند؟خداوند تنها تضمین کرد که هرگز ارادهات را از دست ندهی، هنگامی که پاسخ کامل خود را به تو عطا کرد.اینک آن را بشنو، تا عشق او به تو یادآوری شود و ارادهات را بیاموزی.خداوند نمیخواهد فرزندش زندانی چیزی شود که نمیخواهد.او در خواستن آزادی تو با تو میپیوندت.و مخالفت با او انتخاب بر علیه خودت است، و انتخاب اینکه در بند باشی.
دورهای در معجزات | ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
آیا نمیدانی که مخالفت با روحالقدس، جنگیدن با خودت است؟او تنها ارادهٔ تو را به تو میگوید؛ او برای تو سخن میگوید.در الوهیت او تنها الوهیت تو نهفته است.و هر چیزی که او میداند تنها معرفت تو است، محفوظ مانده برای تو تا ارادهات را از طریق او به انجام رسانی.خداوند از تو میخواهد که ارادهٔ خود را انجام دهی.او به تو میپیوندد.او ملکوت خود را به تنهایی بنا ننهاد.و خود بهشت تنها ارادهٔ تو را نشان میدهد، جایی که هر آنچه آفریده شده برای توست.هیچ اخگری از زندگی آفریده نشد مگر با رضایت شادمانهٔ تو، همانگونه که تو میخواستی باشد.و هر اندیشهای که خداوند تاکنون داشته است تنها در انتظار برکت تو مانده است تا زاده شود.خداوند دشمن تو نیست.او چیزی بیش از این نمیخواهد جز اینکه بشنود تو او را «دوست» خطاب کنی.
دورهای در معجزات | ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
این است رؤیت فرزند خداوند، کسی که تو به خوبی او را میشناسی.اینجا است بینایی کسی که پدرش را میشناسد.این است خاطرهٔ آنچه تو هستی؛ بخشی از این، با همهٔ آن در درون، و پیوسته به همه با همان اطمینانی که همه در تو پیوستهاند.این رؤیت را بپذیر که میتواند این را به تو نشان دهد، و نه بدن را.تو این سرود دیرین را میشناسی، و آن را خوب میشناسی.هیچچیز به اندازهٔ این سرودِ دیرینِ عشق که فرزند خداوند همچنان برای پدرش میخواند، برای تو عزیز نخواهد بود.
دورهای در معجزات | ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
فراتر از بدن، فراتر از خورشید و ستارگان، ورای هر چیزی که میبینی و در عین حال به گونهای آشنا، کمانی از نور زرین وجود دارد که در برابر چشمانت به حلقهای بزرگ و درخشان گسترده میشود.و تمام حلقه پیش چشمانت پر از نور میشود.لبههای حلقه ناپدید میشوند، و آنچه در آن است دیگر بههیچوجه محصور نیست.نور امتداد مییابد و همه چیز را در بر میگیرد، در حالی که تا بیکرانگی گسترش مییابد و تا ابد میدرخشد و هیچ گسست یا محدودیتی در هیچ کجا ندارد.در درون آن همه چیز در تداوم کامل به هم پیوسته است.و نه میتوان تصور کرد که هیچ چیزی بتواند بیرون باشد، زیرا هیچ جایی وجود ندارد که این نور نباشد.
دورهای در معجزات | ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
یک مانع کوچک برای کسانی که نمیفهمند معجزات همه یکسان هستند میتواند به راستی بزرگ به نظر برسد.با این حال این دوره برای آموزش دادن همین است.این تنها هدفش است، زیرا تنها این همه آن چیزی است که میشود آموخت.و تو میتوانی آن را به روشهای مختلف بسیاری بیاموزی.هر یادگیری یک کمک یا مانع برای رسیدن به دروازه بهشت است.هیچ چیزی بین این دو امکان ندارد.تنها دو آموزگار وجود دارند، که به مسیرهای متفاوت اشاره میکنند.و تو در مسیری که آموزگار منتخبت هدایت میکند پیش خواهی رفت.تنها دو جهت وجود دارد که میتوانی طی کنی، در حالی که زمان ادامه دارد و انتخاب معنا دارد.زیرا هرگز مسیر دیگری جز راه به سوی بهشت طی نخواهد شد.تو تنها میتوانی انتخاب کنی که به سوی بهشت بروی، یا دور از آن به هیچ کجا.هیچ چیز دیگری برای انتخاب کردن وجود ندارد.
